تبليغاتX

تنها خداست که می ماند.. والقلم ومایسطرون
+ نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 22:14 توسط بهار |

تقدیم به رهبر عزیز

بیا که رایت منصور پادشاه رسید                نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت            کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

 

اي دل صبور باش و مخور غم که عاقبت ، اين شام صبح گردد و اين شب سحر شود

سپهر دور خوش اکنون زند که ماه آمد         جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن            قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

عزیز مصر به رغم برادران غیور                      ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل           بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

ز شوق دیدار تو شاها بدین اسیر فراق           همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

مرو بخواب که حافظ به بارگاه قبول                ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید

 

يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه):ای سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

و او خواهد آمد....



+ نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 20:0 توسط بهار |

 

شروع کردن جنگ آسان تر از پایان بخشیدن به آن است.  سرزنش کردن دیگران آسان تر از نگاه به نفس خویش است. دیدن تفاوت دیگران آسان تر از یافتن مشترکات آنها است.  اما باید راه درست و نه صرفاً راه آسان را انتخاب کنیم. یک قاعده نیز وجود دارد که در دل هر دینی نهفته است که می گوید با دیگران همان کن که می خواهی با تو کنند.  حقیقت از وجود ملت ها و اقوام فراتر می رود.  این باوری است که جدید نیست، سیاه یا سفید هم نیست، مسیحی و اسلامی و یهودی هم نیست. باوری است که در گهواره تمدن تپیده و هئوز هم در قلوب میلیاردها انسان سراسر جهان می تپد.  آن ایمان به دیگران است و آن چیزی است که مرا امروز به اینجا کشانده است.

 

ما این قدرت را داریم که جهان را آنگونه بسازیم که می خواهیم اما تنها در صورتی که شجاعت آغازی نوین داشته باشیم وبه خاطر داشته باشیم که چه نوشته شده است. 

 

 

متن کامل سخنرانی اوباما رئیس جمهور آمریکا در مصر

آغازی نوین قاهره، مصر۱۴ خرداد ۱۳۸۸

افتخار دارم در قاهره، شهری که به زمان محدود نمیشود، میهمان دو مؤسسه معتبر هستم. بیش از یک هزار سال، الازهر چراغ تعلیمات اسلامی و بیش از یک قرن دانشگاه قاهره منشأ پیشرفت مصر بوده اند. متفقاً، شما نمایندۀ هم آهنگی میان سنت و پیشرفت هستید.

 

متن کامل سخنرانی اوباما رئیس جمهور آمریکا در مصر

آغازی نوین قاهره، مصر۱۴ خرداد ۱۳۸۸

افتخار دارم در قاهره، شهری که به زمان محدود نمیشود، میهمان دو مؤسسه معتبر هستم. بیش از یک هزار سال، الازهر چراغ تعلیمات اسلامی و بیش از یک قرن دانشگاه قاهره منشأ پیشرفت مصر بوده اند. متفقاً، شما نمایندۀ هم آهنگی میان سنت و پیشرفت هستید. من از میهمان نوازی شما و ملت مصر سپاسگزارم. این افتخار را نیز دارم که بهمراه خود حسن نیت مردم آمریکا و درودی از صلح از سوی جوامع مسلمان کشورم را برای شما به ارمغان آورده ام. السلام علیکم.ما در برهه ای از زمان ملاقات میکنیم که میان ایالات متحده و جهان اسلام تنش وجود دارد- تنشی که در تاریخ و فرای آمریکا ریشه دارد. طی قرنها، رابطه میان اسلام و غرب همزیستی و همکاری و همچنین درگیری و جنگ مذهبی را در بر داشته است. در دورانی اخیر، استعمار که حقوق و فرصتها را از بسیاری مسلمانان سلب کرد، و جنگ سرد که بسیاری اوقات بدون اعتنا به آرمانهای کشورها آنان را آلت دست خود قرار داد، به تنش افزودند. علاوه براین، تغییرات سریعی که با مدرنیته و جهانی شدن صورت گرفتند، موجب شد بسیاری مسلمانان گمان کنند که غرب دیدگاهی خصمانه نسبت به سنن اسلام دارد.افراط گرایان از این تنشها در بخشی کوچک، اما مهم از جهان اسلام ، سوء استفاده کرده اند. حملات ۱۱ سپتامبر و تلاشهای مستمر این افراط گرایان برای اعمال خشونت علیه غیرنظامیان، برخی را به این نتیجه رسانده که اسلام نه تنها با آمریکا و کشورهای غربی بلکه با حقوق بشر نیز خصومت دارد. این امر موجب هراس و عدم اعتماد بیشتر دو طرف شده است.تا زمانیکه اختلافات رابطه ما را تعیین میکنند، آنانی را تقویت می کند که بذر تنفرمی پاشند، نه صلح. آنهائی که درگیری ایجاد می کنند، نه همکاری که به سعادت همه مردمان بیانجامد، میدهند. ای چرخه شک و ظن و نزاع باید متوقف شود.من در پی آغازی نوین میان ایالات متحده و جهان اسلام بر اساس علائق و احترام متقابل به اینجا آمده ام – آغازی مبتنی بر این حقیقت که آمریکا و اسلام انحصاری نیستند و نیازی به رقابت در بین آنان نیست. در واقع، تشابهاتی دارند و دارای اصول مشترک – اصول عدالت و پیشرفت – تحمل دیگران و عزت انسانها هستند.بمنظور حرکت به جلو، باید آنچه در قلبهایمان نگاه داشته ایم صراحتاً به زبان آوریم، مطالبی را که بسیاری از اوقات فقط پشت دربهای بسته گفته میشود. گوش فرا دادن به یکدیگر باید مستمر باشد، تا از یکدیگر بیآموزیم، به یکدیگر احترام بگذاریم، و در پی زمینه مشترک باشیم. همانگونه که قرآن کریم به ما گفته: " از خداوند آگاه باش و همواره حقیقت را بگوی". من تلاش خواهم کرد به این گفته عمل کنم – در حد توانم حقیقت را بگویم ، با این اعتقاد قوی که علائق مشترک ما انسانها قدرتمند تر از نیروهائیست که ما را از یکدیگر جدا می سازد.بخشی از این اعتقاد، در تجربه شخصی من ریشه دارد. من یک مسیحی هستم. پدرم از خانواده ای کنیائی است که نسلها مسلمان بوده. در نوجوانی چندین سال در اندونزی زندگی کردم و آوای اذان را در سحرگاه و غروب شنیده ام. در دوران جوانی در محله های شیکاگو کار کردم، جائی که بسیاری عزت و صلح را در آئین اسلام یافتند.بعنوان دانشجوی تاریخ، از دین تمدن به اسلام آگاهم. اسلام بود که – در اماکنی چون دانشگاه الازهر – مشعل تعلیم و تربیت را برای قرنها روشن نگاهداشت و زمینه را برای رنسانس اروپا و روشنگرائ هموار ساخت. ابتکارات در جوامع مسلمان بود که نظام جبر، قطب نما و ابزار دریانوردی، تبحر نویسندگی و چاپ، درک ما از انتقال امراض و روش درمان را بوجود آورد. طاقهای با شکوه و منارهای سر به فلک کشیده، اشعار جاویدان و موسیقی زیبا، خطاطی برازنده و اماکن تفکر در آرامش را مدیون فرهنگ اسلامی هستیم. و در طی تاریخ، اسلام با کلام و عمل، عدالت تحمل دیگر ادیان و برابری نژادی را ثابت کرده است.این را هم میدانم که اسلام همواره بخشی از سرگذشت آمریکا بوده است. اولین کشوری که ایالات متحده آمریکا را برسمیت شناخت، مراکش بود. هنگام امضای پیمان سال ۱۷۹۶ طرابلس، جان ادمز، دومین رئیس جمهوری آمریکا، نوشت "ایالات متحده بخودی خود دشمنی با قوانین، دین، یا آرامش مسلمانان ندارد." مسلمانان آمریکائی از زمان بوجود آمدن این کشور آن را غنی تر کرده اند. آنان در جنگهای ما شرکت کردند، در دولت ما خدمت کردند، برای احقاق حقوق مدنی ما ایستادند، کسب و کار آغاز کردند، در دانشگاههای ما تدریس کردند، در ورزشگاههای ما به اوج توانائی خود رسیدند، جوایز نوبل از آن خود کردند، بلندترین ساختمانهای ما را ساختند، و مشعل المپیک را روشن کردند. این داستان به قرنها پیش بازمی گردد و مظهر آن زمانی بود که اخیراً اولین مسلمان آمریکائی به خدمت در کنگره آمریکا انتخاب شد و به قرآن سوگند یاد کرد که از قانون اساسی ما دفاع کند، قرآنی که یکی از مؤسسین کشور ما – تاماس جفرسون – در کتابخانه شخصی خود داشت.لذا پیش از آمدن به محلی که اسلام وحی شد، من با اسلام در ۳ قاره آشنا شده بودم. آن تجربه راهنمای اعتقاد من است که مشارکت میان آمریکا و اسلام باید بر اساس آنچه اسلام هست باشد و نه آنچه نماینده اسلام نیست. من بعنوان رئیس جمهوری آمریکا وظیفه خود می دانم که در هر کجا که باشد، باید با تصورات قالبی منفی که از اسلام ارائه میشود، مبارزه کنم.اما همان اصل باید شامل ذهنیت جهان اسلام از آمریکا شود. همانگونه که مسلمانان در یک قالب نمیگنجند، آمریکا هم در قالب امپراتوری خود محوری قرار نمی گیرد. کشور من از انقلاب تولد یافت. کشور من بر مبنای این آرمان که همگان یکسان خلق شده اند تأسیس شد و ما نیز قرنها خون داده ایم و مبارزه کردیم تا به این کلمات معنا دهیم: در داخل مرزهایمان، و گرداگرد جهان. آمریکا متشکل از همه گونه فرهنگ از گوشه و کنار جهان است که به یک اندیشه ساده معتقد است: "واحد متشکل از تعدد".در مورد اینکه یک آمریکائی آفریقائی تبار بنام براک حسین اوباما توانسته به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شود، بسیار سخن رانده شده است. اما داستان زندگی من منحصر بفرد نیست. در آمریکا رویای فرصت برای همگان تحقق نیافته، اما قول میدهم که این امکان برای آنانیکه به سواحل ما بیآیند وجود دارد – و این شامل نزدیک به ۷ میلیون مسلمان آمریکائی که از ۸۰ قومیت مختلف موجود هستند نیز میشود. حقیقتاً، مسلمانان آمریکائی از درآمد و تحصیلاتی بالای متوسط بهره میبرند.علاوه بر این، آزادی در آمریکا از آزادی مذهب تفکیک ناپذیر است. از اینروست که در هر یک از ایالتهای ما دست کم یک و جمعاً در سراسر آمریکا بیش از ۱۲۰۰ مسجد وجود دارد. از اینروست که دولت ایالات متحده به دادگاه رفت تا از حق زنان و دختران برای حفظ حجابشان دفاع کند و آنانی را که میخواستند این حق را از آنان بگیرند تنبیه کند.بنابراین بگذارید هیچ جای تردید نماند: اسلام بخشی از آمریکاست. من معتقدم که در بطن آمریکا این حقیقت نهفته است که بدور از نژاد، دین، یا مرحله از زندگی، همه ما یک آرمان مشترک داریم – زیستن در صلح و امنیت؛ کسب تحصیل و کار با عزت، عشق ورزیدن به خانواده، جوامع و خدایمان. اینها نقاط مشترک ما هستند. این امید کل بشریت است.البته، این را هم میدانیم که انسانیت مشترک، پایان کار ما نیست، بلکه تازه آغاز آن است. کلمات به تنهائی نیاز انسانها را برآورده نمی کنند. باید در سالهای پیش رو جسورانه تر عمل کنیم. باید با این درک گام برداریم که چالشهای مردم در گرداگرد این جهان یکسان است و عدم توانائی در مقابله با آنان به همه ما آسیب خواهد رساند.تجربه اخیر به ما آموخته که اگر بانکهای یک کشور نتوانند اعتبار اعطا کنند، رفاه در همه جا آسیب می بیند. هنگامی که آنفلوآنزای جدیدی یک انسان را آلوده می کند، همه در معرض خطر قرار می گیرند. زمانی که یک کشور در پی تسلیحات اتمیست، ریسک حملۀ اتمی برای کلیه کشورهای افزایش می یابد. زمانی که افراطگرایان در یک رشته کوه فعالیت می کنند مردم در آنسوی اقیانوس با تهدید روبرو می شوند. و زمانی که مردم دارفور گروه گروه کشتار می شوند، آن لکه ایست بر وجدان همگی ما. این است منظور از سهیم شدن در جهان قرن بیست و یکم. این است مسئولیتی که ما بعنوان انسان نسبت به یکدیگر داریم.این مسئولیتی دشوار است. زیرا که متأسفانه تاریخ بشر نوشته ای از اعمال کشورها و قبایل در منکوب دیگری بخاطر منافع خود است. اما در این دوران نوین، اینگونه رفتار نتیجه ندارد. هرگونه نظام جهانی که یک کشور یا گروه از مردمان را بر دیگری ارجح داند، نهایتاً با شکست مواجه خواهد شد. لذا، نباید خود را زندانی نظراتمان در مورد گذشته کنیم. باید مشکلات را از راه مشارکت حل کنیم و در پیشرفتهایمان سهیم شویم.این بدان معنا نیست که باید منشأ تنش را نادیده گرفت. بلکه خلاف آن: باید با آنها مستقیماً روبرو شویم. در چنین جوی بگذارید تا آنجا که میتوانم در مورد برخی مشکلات که باید با یکدیگر با آنها مقابله کنیم، صریح و ساده سخن گویم.اولین موضوعی که باید با آن مقابله کنیم افراط گرائی در هر شکل و نوع آنست:در آنکارا، من واضح و روشن گفتم که آمریکا با اسلام در جنگ نبوده و هیچگاه نخواهد بود. در عین حال، ما با افراط گرایان خشونتباری که امنیت ملی کشورمان را تهدید کند، برخورد خواهیم کرد. علت آن: ما همان چیزهائی را محکوم می شماریم که دیگر ادیان نیز رد می کنند: کشتن زنان، مردان و کودکان بی گناه.شرایط در افغانستان متبین اهداف آمریکا و حاکی از نیاز به همکاریست. بیش از ۷ سال پیش، ایالات متحده، با حمایت بین المللی، به تعقیب القاعده و طالبان پرداخت. انتخاب خود ما نبود بلکه به لحاظ ضرورت این کار را کردیم. آگاه هستم که برخی نیز وقایع ۱۱ سپتامبر را زیر سؤال برده اند. اما بگذارید در اینجا یادآور شوم: در آن روز ، القاعده تقریباً ۳ هزار نفر را کشت. قربانیان زنان، مردان و کودکان بی گناه بودند. آنها هیچ ارتباطی با گلایه های سیاسی و ایدئولوژی تنفرانگیز آن نداشتند. با این وجود، القاعده بی رحمانه آن افراد را کشت، ادعای مسئولیت حمله را کرد، و یادآور قصد خود برای کشتار عظیم شد. آنها گروههای وابسته در بسیاری از کشورها دارند و مترصد گسترش جلب و جذب نیروی بیشتر هستند. اینها نظراتی قابل بحث نیستند، بلکه حقایقی هستند که باید بپذیریم.اشتباه نکنید: ما نمیخواهیم نیروهایمان را در افغانستان نگاه داریم. ما نمیخواهیم در آنجا پایگاه نظامی داشته باشیم. از دست دادن مردان و زنان جوان کشور برایمان عذاب آورست. ادامه این نبرد هم از لحاظ مالی سنگین و از جنبه سیاسی دشوار است. در صورتی که اطمینان داشتیم افراط گرایان خشونتباری که قصد کشتن هرچه بیشتر آمریکائیان را دارند در افغانستان یا پاکستان وجود ندارد، با خوشوقتی تک تک نیروهایمان را به کشور بازمی گرداندیم.اما علیرعم اینها، عزم آمریکا سست نمی شود. آنان در بسیاری از کشورها دست به کشتار زده اند. آنان مردمانی از ادیان مختلف کشته اند – و بیش از همه آنان مسلمان کشته اند. عمل آنان با حقوق انسانها، پیشرفت کشورها، و با اسلام آشتی ناپذیر و در تضاد است. قرآن مقدس میگوید هرکه بیگناهی را بکشد، بسان آنست که بشریت را کشته و هر کس یک نفر را نجات دهد بسان آنست که بشریت را نجات داده است. دین زیبای بیش از یک میلیارد نفر، از تنفر تنگ نظرانه شماری معدود، بسیار بزرگتر است. من میدانم اسلام جزئی از مشکل مبارزه با افراطگرائی خشونتبار نیست – بلکه باید بخشی از راه حل باشد.در عین حال، بر هزینه جانی که مردم افغان خود در آن جنگ متحمل میشوند نیز واقف هستم. ایالات متحده همه گونه احتیاط لازم را بخرج می دهد تا جان بیگناه از دست نرود. اما تلفات غیرنظامی رخ داده – در برخی موارد هم متأسفانه به دلیل اشتباه، و در برخی دیگر به این دلیل که افراطگرا خود را در میان غیرنظامیان پنهان کرده بود. در حالیکه به جلو می نگریم، ما هرآنچه در توان داریم برای حفاظت از جان بیگناهان بکار می گیریم. اما، مهمتر از آن، ما استراتژی جدیدی داریم که متمرکز است بر حمایت از افغانها و پاکستانیها تا آنان خود در متزلزل کردن، برچیدن و شکست القاعده پیشرو باشند.ما ضمناً آگاهیم که توان نظامی به تنهائی مشکلات افغانستان و پاکستان را برطرف نمی کند. از اینرو، قصد داریم طی ۵ سال آتی، هر ساله بمیزان یک میلیارد و پانصد میلیون دلار به پاکستان کمک کنیم و بهمراه یکدیگر مدرسه، بیمارستان، جاده بسازیم و کسب و کار ایجاد کنیم؛ و یکصد و هفتاد میلیون دلار هم برای کمک به آوارگان مصرف کنیم. و باز از اینروست که قصد داریم بیش از دو میلیارد و هشتصد میلیون دلار برای کمک به توسعه و شکوفائی اقتصاد افغانستان و ارائه خدمات ضروری مردم آنکشور هزینه کنیم.بگذارید در مورد عراق نیز سخن گویم. برخلاف افغانستان، عراق جنگی بود که خود برگزیدیم و اختلاف نظرات شدیدی را در کشور من و در جهان برانگیخت. با آنکه معتقدم نهایتاً مردم عراق بدون ستم صدام حسین وضعیت بهتری دارند، در عین حال، براین باور هستم که عراق یادآور ضرورت توسل به دیپلماسی برای حل مشکلات بود. سخنان یکی از رؤسای جمهوری آمریکا، تاماس جفرسون، به ذهن خطور می کند که : "امید دارم منطق ما همراه با قدرتمان رشد کند و به ما درس دهد که هرچه کمتر از قدرت استفاده کنیم، قدرتمنتر خواهیم شد".امروز، آمریکا دو مسئولیت دارد: گذاردن اختیار عراق به عراقیها و کمک به آنان برای رقم زدن آینده ای بهتر. من بطور روشن به مردم عراق گفته ام که ما خواهان پایگاه نیستیم و ادعائی هم به خاک یا منابع آنان نداریم. حاکمیت عراق از آن ِ آنکشور است. به این دلیل من دستور خروج تیپهای جنگی آمریکا تا پایان ماه اوت را صادر کردم. به این دلیل ما به عهد خود به دولت منتخب دموکراتیک عراق مبنی بر خروج نیروهای رزمی از شهرهای عراق تا ماه ژوئیه و خروج کلیه نیروهای از آنکشور تا سال ۲۰۱۲ وفا خواهیم کرد. به عراق کمک خواهیم کرد نیروهای امنیتی خود را آموزش و اقتصاد خود را توسعه دهد. اما ما از عراقی امن و متحد بعنوان یک شریک و نه ولینعمت حمایت خواهیم کرد.و بالاخره، همانگونه که آمریکا هیچگاه خشونت افراطگرایان را تحمل نخواهد کرد، هیچگاه نیز نباید اصول خود را تغییر دهیم. واقعه ۱۱ سپتامبر ضربه روحی عظیم به کشور ما بود. هراس و خشمی که از آن ناشی شد، قابل درک بود، اما در برخی موارد نیز موجب شد ما برخلاف آرمانهای خود عمل کنیم. ما در صدد تدابیر محکم برای تغییر آن مسیر هستیم. من صراحتاً توسل به شکنجه توسط ایالات متحده را ممنوع کرده ام، و دستور داده ام زندان در خلیج گوانتانامو تا اوائل سال آتی بسته شود.بنابراین، با رعایت احترام به حاکمیت کشورها و حکم قانون، آمریکا از خود دفاع خواهد کرد. اینکار را نیز با مشارکت جوامع مسلمانی که مورد تهدید قرار گرفته اند انجام خواهیم داد زیرا که هرچه زودتر افراطگرایان منزوی و در جوامع مسلمان طرد شوند، ما نیز زودتر احساس امنیت خواهیم کرد و زود تر نیروهای آمریکا می توانند به خانه بازگردند.دومین منشأ عمده تنش که میخواهم در مورد آن صحبت کنم وضعیت میان اسرائیل، فلسطینیان و جهان عرب است:همه بر مناسبات مستحکم آمریکا با اسرائیل واقف هستند. این رابطه شکست ناپذیر است. این مناسبات بر مبنای روابط فرهنگی و تاریخی بوده و اذعان اینکه آرمان آن مردم برای داشتن سرزمینی یهودی در تاریخی دردناک ریشه دارد که نمیتوان آنرا انکار کرد.مردمان یهودی برای قرنها مورد آزار و ایذاء قرار گرفته بودند و احساسات ضد یهودی در واقعه هالاکاست که بی سابقه بود، به اوج خود رسید. فردا، من از بوخنوالد دیدن خواهم کرد. بوخنوالد جزئی از یک شبکه اردوگاهها بود که یهودیان در آنها به بردگی گرفته شده، شکنجه شدند ونهایتاً با گلوله یا گاز کشته شدند. شش میلیون یهودی کشته شدند – بیش از کل جمعیت امروز اسرائیل. انکار آن بی اساس، ناآگاهانه و تنفرانگیز است. تهدید اسرائیل به نابودی – یا تکرار کلیشه های شرم آور در مورد یهودیان – فقط آنروزهای دردناک را در اذهان اسرائیلیان زنده می کند و در عین حال، مانع از برقراری صلحی که مردم این منطقه حق آنرا دارند، می شود. از سوی دیگر، نمی توان انکار کرد که مردم فلسطینی – مسلمان و مسیحی – نیز در جریان یافتن سرزمینی برای خود رنج برده اند. بیش از ۶۰ سال، آنان درد آوارگی را تحمل کرده اند. بسیاری در اردوگاههای آوارگان در کرانه باختری، غزه، و سرزمینهای همجوار در انتظار زندگی با صلح و امنیت که هیچگاه از آن برخوردار نبوده اند، بسر برده اند. هر روز آنان متحمل احساس حقارتی که با اشغال همراه است، می شوند. بنابراین بگذارید شک و شبهه ای وجود نگذارم: وضعیت مردم فلسطینی قابل تحمل نیست. آمریکا به آرمانهای مشروع فلسطینیان که شامل عزت ، فرصت و کشوری برای خود می شود، پشت نمی کند.سده هاست که بن بستی وجود دارد: دو ملت با آرمانهای مشروع، هر یک با تاریخی دردناک که مصالحه را امری دشوار می کند. انگشت اتهام بردن کاری سهل است – برای فلسطینیان اشاره به جابجائی که بوجود آوردن اسرائیل موجب شد، و برای اسرائیلیان که اشاره به خصومت و حملات مداوم از داخل و خارج از خاک خود و طی تاریخ کنند. اما اگر ما این درگیری را از یک زاویه و نه دیگری ببینیم، آنگاه چشم خود را بر روی حقیقت بسته ایم: تنها راه حل اینست که آرمان هر یک با ایجاد دو کشور که اسرائیلیان و فلسطینیان هر یک در صلح و امنیت زیست کنند، تحقق یابد. این به نفع اسرائیل، به نفع فلسطینیان و به نفع آمریکاست. به این لحاظ است که من مترصد هستم شخصاً این هدف را با همه شکیبائی لازم که این کار می طلبد، دنبال کنم. تعهداتی که دو طرف تحت نقشه راه با آن توافق کردند مشخص است. برای ره آورد صلح، زمان آن فرا رسیده که آنان – و همه ما – به وظائف خود عمل کنیم.فلسطینیان نیز باید دست از خشونت بردارند. مقاومت از ره خشونت و کشتار اشتباه است و موفق نمی شود. قرنها مردمان سیاهپوست در آمریکا ضربهء شلاق بردگی و تحقیر جدائی خود از سفیدپوستان را متحمل شدند. اما این خشونت نبود که حقوق کامل و برابر را برای آنان به ارمغان آورد. پافشاری صلح آمیز و مصمم بر آرمانهائی که در کانون علت تشکیل کشور آمریکا بود که نتیجه بخش بود. همین داستان را مردم آفریقای جنوبی تا آسیای جنوبی، از اروپای شرقی تا اندونزی میتوانند روایت کنند. داستانیست با حقیقتی ساده: که خشونت به بن بست رسیده است. خشونت نه نشان شهامت و نه داشتن توان شلیک راکت به کودکان در خواب یا منفجر کردن اتوبوسی حامل زنان مسن است. اینگونه نمی توان ادعای مسئولیت اخلاقی کرد، اینگونه تسلیم میشوند.اکنون زمان آن است که فلسطینیان توجه خود را متمرکز توان سازندگی خود کنند. تشکیلات خودگردان فلسطینی باید ظرفیت خود برای حاکمیت با نهادهائی که در خدمت مردمش باشد، را توسعه دهد. حماس از حمایت برخی مردم فلسطینی برخوردار نیست، اما آنان نیز مسئولیتهائی برعهده دارند:ایفای نقش در برآوردن آرمانهای فلسطینیان و متحد کردن آن مردمان. حماس باید به خشونت پایان دهد، توافقهای گذشته را بپذیرد و حق موجودیت اسرائیل را برسمیت بشناسد.همانگونه که حق اسرائیل به هستی را نمی توان انکار کرد، اسرائیل نیز باید همین امر را در مورد فلسطینیان بپذیرد. ایالات متحده مشروعیت آنانی را که سخن از راندن اسرائیل به داخل دریا می کنند را، قبول نمی کند، اما ما ضمناً مشروعیت ادامه شهرکهای اسرائیلی را نیز نمی پذیریم. این ساختمان سازی ناقض توافقهای پیشین بوده و تلاش برای دستیابی به صلح را تضعیف می کند. زمان آن رسیده که شهرک سازی متوقف شود.اسرائیل باید به تعهدات خود عمل کرده و اطمینان حاصل کند که فلسطینیان می توانند کار و زندگی کنند تا جامعه خود را توسعه داده و به پیش ببرند. و همانگونه که ادامه بحران انسانی در غزه و عدم فرصتها در کرانه باختری خانواده های فلسطینی را از بین می برد، بنفع امنیت اسرائیل هم نیست. بهبود در شرایط زندگی روزانه مردم فلسطینی باید بخشی از مسیر بسمت صلح باشد و اسرائیل باید امکان چنین بهبودی را فراهم آورد.بالاخره، کشورهای عرب باید متوجه باشند که طرح صلح عرب آغازی مهم بود، اما پایان مسئولیت آنان نبود. نباید از درگیری اعراب و اسرائیل برای منحرف کردن اذهان مردم کشورهای عرب از دیگر مشکلات استفاده شود. بلکه؛ باید دلیلی شود برای کمک به مردم فلسطینی تا نهادهای خود را برای ماندگاری کشورشان توسعه بخشند، تا مشروعیت اسرائیل را برسمیت بشناسند، و پیشرفت را بر گذشته که فقط بضرر آنان است، ارجحیت دهند.آمریکا سیاستهای خود را با آنانیکه در پی صلح هستند، تطبیق خواهد داد و علنی آنچه را که پشت دربهای بسته به اسرائیلیان، فلسطینیان و اعراب می گوید، بیان می کند. ما نمی توانیم صلح را تحمیل کنیم. اما، در پشت پرده، بسیاری از مسلمانان متوجه هستند که اسرائیل کوتاه نخواهد آمد، و متقابلاً بسیاری اسرائیلیان متوجه نیاز به یک کشور فلسطین هستند. زمان آن فرا رسیده که همگان به آنچه که می دانند حقیقت است، عمل کنند.اشکهای زیادی سرازیر شده. خون بسیاری ریخته شده. همه ما وظیفه داریم که برای روزی که مادران اسرائیلی و فلسطینی بتوانند بدون هراس شاهد رشد فرزندان خود باشند، گام برداریم؛ روزی که سرزمین مقدس سه دین بزرگ مکان صلح، آنگونه که خواست خداوند بوده، باشد؛ روزی که اورشلیم امن و سرزمین دائمی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان باشد و محلی برای کلیه فرزندان ابراهیم تا در صلح با یکدیگر زندگی کنند؛ مانند داستان اسراء، زمانیکه که موسی، مسیح و محمد با یکدیگر به عبادت پرداختند.سومین منشأ تنش و مسئله ای که همه نسبت به آن توجهی یکسان داریم موضوع حق کشورها به داشتن تسلیحات اتمی و مسئولیتهای مرتبط است:این موضوع اخیراً منشأ تنش میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران بوده است. برای سالیان متمادی، ایران خود را در تعارض به کشور من متشخص کرده است. مسلماً تاریخی پر فراز و نشیب هم داشته ایم. در اواسط جنگ سرد، آمریکا در برکناری دولت ایران که از ره دموکراتیک انتخاب شده بود، دخالت داشت. از زمان انقلاب اسلامی، ایران در آدم ربائی و خشونت علیه نیروهای نظامی و غیرنظامیان آمریکا نقش داشته است. این سابقه بر همه آشکار است. من صراحتاً به رهبران و مردم ایران گفته ام بجای آنکه در گذشته بمانیم کشور من آماده است به جلو حرکت کند. حال سؤال این نیست که ایران مخالف چیست، بلکه چه آینده ای میخواهد برای خود بسازد.برطرف کردن سده ها عدم اطمینان دشوار خواهد بود، اما ما با شهامت، درستکاری و عزم پیش خواهیم رفت. موضوعاتی بسیاری برای گقتگو میان دو کشورمان وجود دارد و ما آماده ایم بدون پیش شرط و بر اساس احترام متقابل پیش برویم. اما برای همه آنانیکه نگرانی دارند روشن است که در مورد تسلیحات اتمی به نقطه ای تعیین کننده رسیده ایم. اینجا دیگر صرفاً منافع آمریکا مطرح نیست، بلکه ممانعت از رقابت تسلیحاتی که ممکن است دامن منطقه را بگیرد، رقابتی که منطقه را در مسیری بسیار خطرناک قرار خواهد داد و نظام جهانی عدم تولید و گسترش را مختل خواهد کرد.درک می کنم که برخی اعتراض دارند شماری کشورها تسلیحاتی دارند که دیگران ندارند. هیچ یک کشوری نباید حق انتخاب داشته باشد که کدام کشور تسلیحات داشته باشد. از اینرو، من تعهد آمریکا را به پیگیری تأمین جهانی که هیچ کشوری دارای تسلیحات اتمی نباشد، تکرار کردم. هر کشوری، از جمله ایران، باید این حق را داشته باشد که با رعایت مسئولیتهائی که تحت پیمان عدم تولید و گسترش تسلیحات اتمی برعهده دارد، بتواند دارای توان اتمی صلح آمیز باشد. این تعهد در کانون پیمان است و باید برای آنانیکه طبق آن عمل میکنند، حفظ شود.مسئله چهارم که به آن می پردازم دموکراسی است:من به سیستم دولتی معتقد هستم که به مردم صدا دهد، و به حکم قانون و حقوق انسانها احترام بگذارد. آگاه هستم که جنجالی در مورد ترویج دموکراسی در سالهای اخیر بوده و بیشتر آن در ارتباط با جنگ عراق است. بنا براین بگذارید باز روشن و واضح سخن گویم: هیچ کشوری نمی تواند و نباید نظام حکومتی به کشور دیگر تحمیل کند.اما این از تعهد من نسبت به دولتهائی که منعکس کننده خواست مردمانشان هستند، نمی کاهد. هر کشوری به شیوه خود و بر اساس سنن مردم خود به این اصل حیات میبخشد. آمریکا این توهم را ندارد که میداند چه چیزی برای دیگران خوب است، همانگونه که نمی توانیم نتیجه یک انتخابات آرام را پیش بینی کنیم. اما من اعتقادی راسخ دارم که مردم خواسته های مشخصی دارند: امکان بیان نظر خود و سهیم بودن در چگونگی اداره کشور خود، اطمینان به حکم قانون و اجرای عدالت، دولتی شفاف که از اموال ملت دزدی نمی کند، و آزادی در انتحاب نوع زندگی خود. این موارد تنها ایده های آمریکائی نیستند بلکه حقوق انسانی هستند و به این دلیل ما در هر نقطه جهان از آنان حمایت می کنیم.هیچ راه مستقیمی برای تحقق این قول وجود ندارد. اما تا این حد مشخص است که: دولتهائی که از این حقوق حفاظت می کنند پایدارتر، موفقتر و مستحکمتر هستند. سرکوب دیدگاهها هیچگاه آنها را از بین نمی برد. آمریکا به حق صداهای صلح آمیز و تابع قانون در سراسر جهان ، حتی اگر با آن مخالف باشد، احترام می گذارد. ما از همه دولتهای منتخب و صلحجو استقبال می کنیم، البته اگر با احترام بر مردم خود حکومت کنند. این نکته مهم است زیرا هستند برخی که فقط هنگامی که قدرت در اختیار ندارند از طرفداران دموکراسی میشوند؛ اما در زمان قدرت به مردمانی بی رحم در سرکوب حقوق دیگران تبدیل می شوند. در هر کجا که باشد دولتی از مردم برای مردم یک استاندارد برای همه آنها که قدرت در اختیار دارند تعیین می کند: باید قدرت خود را از ره اتفاق نظر حفظ کنی و نه زور و تحمیل؛ باید حقوق اقلیتهای را محترم بشماری و منافع مردم را به حزب خود ارجح بشماری. مسئله پنجم که باید در مورد آن با یکدیگر صحبت کنیم آزادی دین است:اسلام سنتی پرافتخار از تحمل دیگر ادیان دارد. من خود بعنوان یک خردسال در اندونزی آن را شاهد بودم، در کشوری که مسیحیان مؤمن با آزادی در کشوری با اکثریت مسلمان در آن به ادای فرائض خود می پرداختند. این روحیه ایست که امروز به آن نیاز داریم. مردم هر کشور باید در انتخاب اعتقادات دینی خود بر اساس خواسته فکر، قلب و روح آزاد باشند. چنین تحملی برای پیشرفت دین ضروریست، اما اکنون از جهات مختلف به چالش گرفته شده است.در میان برخی مسلمانان این گرایش دیده شده که اعتقادات خود را از طریق رد کردن اعتقادات دیگری، محک می زنند. تنوع دینی باید حفظ شود – از مارونی های لبنان گرفته تا قبطیهای مصر؛ و این گسل میان مسلمین نیز باید بسته شود چه تفرقه میان سنی و شیعه به خشونتهای فاجعه بار خصوصاً در عراق انجامیده است.آزادی مذهب همزیستی مردمان را میسر می سازد. باید همواره راههای حفاظت از این امر را مرور کنیم. برای نمونه، در ایالات متحده مقررات مربوط به کمکهای خیریه عمل به فرضیات را برای مسلمین دشوار کرده است. از اینرو من قول داده ام که با مسلمانان آمریکا تلاش کنم که راه برای دادن ذکات آنان فراهم شود.متقابلاً، کشورهای غربی نیز نباید مانع از آن شوند که شهروندان مسلمان طبق فرائض دین خود عمل کنند - برای نمونه دیکته کردن اینکه یک زن مسلمان چگونه باید لباس بپوشد. با بیانی ساده، ما نمی توانیم خصومت نسبت به دینی را در پس ادعای لیبرالیسم پنهان کنیم.ایمان باید ما را به یکدیگر نزدیک کند. از این جهت، ما سرگرم تهیه پروژه هائی هستیم که مسیحیان، مسلمانان و یهودیان را بهم نزدیک کند. به این دلیل از ابتکار افرادی چون ملک عبدالله که طرح گفتگوی بین ادیان و دولت ترکیه در اتحاد تمدنها استقبال می کنیم. سراسر جهان، می توانیم گفتگو را تبدیل به خدمات بین ادیان کنیم تا عاملی برای تحرک مردم به دست به عمل زدن شود – از مبارزه با مالاریا در آفریقا گرفته تا ارائه امداد هنگام بروز بلایای طبیعی.ششمین موردی که مایلم به آن بپردازم حقوق زنان است:میدانم که در خصوص این موضوع بحث است. من با نظر برخی در غرب که یک زن محجبه بگونه ای حق کمتری دارد مخالفم، اما معتقدم که اگر به زنی حق تحصیل داده نشود، حق برابری از او سلب شده است. تصادفی هم نیست که در کشورهائی که به زنان امکان تحصیل داده می شود، توان کامیابی بسیار بیشتر است.باز بگذارید روشن صحبت کنم: مسئله برابری زنان به هیچ عنوان منحصر به اسلام نیست. در ترکیه، پاکستان، بنگلادش، و اندونزی ، کشورهائی با اکثریت مسلمان، دیده ایم که زنی را به رهبری کشور انتخاب کرده اند. در عین حال، مبارزه زنان برای برابری چه در آمریکا و چه در دیگر کشورهای جهان ادامه دارد. از اینروست که آمریکا با هر کشور با اکثریت مسلمان شریک خواهد شد تا از سوادآموزی بیشتر برای دختران حمایت کند و به زنان جوان کمک کند از طریق اعطای وامهای خرد به رویاهای خود دست یابند.به همان اندازه که پسرانمان به جامعه خدمت می کنند، دخترانمان هم می توانند مؤثر باشند. با فراهم نمودن زمینه برای کل بشریت – زنان و مردان – تا به حد اعلای توان خود برسد، کامیابی مشترکمان را تامین می کنیم. بنظر من لزومی ندارد زنان همان تصمیاتی را که مردان میگیرند باید اتخاذ کنند تا موفق شوند، و به زنانی هم که به نقش سنتی زن راضی هستند احترام میگذارم. اما این حق انتخاب با آنان است.و در انتها مایلم در مورد توسعه اقتصادی و فرصتها سخنی گویم:میدانم که برای بسیاری،ظاهر جهانی شدن ضد و نقیض بنظر می رسد. اینترنت و تلویزیون آگاهی و اطلاعات در اختیارمان می گذارند، در عین حال میتوانند تصاویر غیر اخلاقی و خشونت بی حد نیز بهمراه داشته باشند. در کنار ثروت و فرصتهای جدید تجارت میتواند موجب تداخلات و جوامع متغیر شود. در همه کشورها - از جمله کشور من – این تغییر می تواند باعث هراس شود. ترس از آنکه بخاطر مدرنیته ممکن است ما اختیار انتخابهای اقتصادی، سیاسی، و مهمتر از همه هویت خود را از دست بدهیم؛ مواردی که در رابطه با جوامعمان، خانواده مان، سنن و دینمان بسیار برایمان ارزش دارد.اما اینرا هم میدانم که نمی توان مانع پیشرفت انسان شد. لزومی ندارد تناقضی میان توسعه و سنت باشد. اقتصاد کشورهائی چون ژاپن و کره جنوبی در حالی رشد کردند که فرهنگ خاص خود را نیز حفظ کردند. این امر در مورد اسلام هم صادق است- از کوالالامپور گرفته تا دبی. در دوران باستانی و در عصر ما جوامع اسلامی ثابت کرده اند که می توانند در اختراعات و آموزش و پرورش پیشرو باشند.این امر بسیار مهم است زیرا هیچ استراتژی توسعه نمی تواند صرفاً بر اساس آنچه باشد که از زمین بیرون می آید، و نمی تواند پایدار باشد اگر جوانان شاغل نباشند. بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس ثروت عظیم خود را مدیون نفت هستند و برخی هم متوجه شده اند که باید دید وسیعتری برای توسعه داشته باشند. اما همه ما باید درک کنیم که تحصیل و اختراعات ، پول رایج قرن بیست و یکم هستند. من این موضوع را در کشور خودم هم مد نظر دارم. در حالیکه آمریکا در گذشته توجه خود را معطوف نفت و گاز این منطقه از جهان کرده بود، اکنون ما همکاری گسترده تری را خواهانیم.در عرصه آموزش و پرورش، ما برنامه های مبادله فرهنگی را توسعه می دهیم و بر بورس های تحصیلی و تحقیقی نظیر آنچه که پدر مرا به آمریکا آورد می افزائیم و ضمناً تشویق می کنیم تا تعداد بیشتری از آمریکائیان در جوامع اسلامی به تحصیل بپردازند. ما برای دانشجویان مسلمان با استعداد دوره های کارآموزی در آمریکا ترتیب می دهیم در زمینه آموزش از طریق اینترنت برای آموزگاران و شاگردان در سراسر جهان سرمایه گذاری خواهیم کرد و یک شبکه جدید اینترنتی بوجود خواهیم آورد تا یک نوجوان در ایالت کانزاس بتواند با یک نوجوان دیگر در قاهره تماس بگیرد.در زمینه توسعه اقتصادی یک سپاه جدید مشتکل از داوطلبان رشته کسب و کار ایجاد خوهیم کرد تا با همتایان خود در کشورهائی که اکثر جمعیتشان مسلمان هستند مشارکت و همکاری کنند. من امسال میزبان نشست سران در باره کارآفرینی خواهم بود تا معلوم سازیم که چگونه می توانیم پیوندهای بین رهبران موسسات اقتصادی و تجاری، بنیادها و کارآفرینان در آمریکا و جوامع اسلامی در سراسر جهان را عمیق تر سازیم.در رشته علوم و فنآوری صندوق جدید برای پشتیبانی از توسعه و عمران در کشورهای دارای اکثریت مسلمان ایجاد خواهیم کرد و به انتقال افکار و ابتکارها به بازار کار کمک خواهیم کرد تا بتوانند شغل ایجاد کنند. ما در آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوب خاوری مراکز تعالی علمی باز خواهیم کرد و یک سفیر ویژه برای همکاری در زمینه برنامه های توسعه منابع جدید انرژی، ایجاد مشاغل سبز، پرونده های دیجیتال، آب پاکیزه، و کشت محصولات جدید منصوب خواهیم کرد. و امروز یک کوشش جهانی جدید را با مشارکت سازمان کنفرانس اسلامی برای ریشه کنی فلج اطفال آغاز می کنیم و نیز مشارکت با جوامع اسلامی را در راستای ارتقاء بهداشت و درمان مادران و نوزادان توسعه خواهیم داد.همه این کارها با مشارکت انجام پذیر خواهد بود. آمریکائیان آماده اند به شهروندان، دولت ها، جوامع، سازمان ها، رهبران مذهبی و رهبران مؤسسات تجاری و اقتصادی در جوامع اسلامی در سراسر گیتی بپیوندند تا به مردم ما کمک شود زندگی یهتری را پیگیری کنند.رسیدگی به موضوع هائی که شرح داده ام آسان نیست. ولی ما مسئولیت داریم که به خاطر دنیائی که می خواهیم به هم بپیوندیم – دنیائی که در آن دیگر افراط گرایان مردم ما را به مخاطره نیافکنند و نیروهای امریکا بتوانند به کشورشان بازگردند؛ دنیائی که اسرائیلی ها و فلسطینیها هر کدام در کشور خویش باشند و انرژی هسته ای برای مصارف مسالمت آمیز به کار رود، دنیائی که در آن دولت ها به شهروندان خویش خدمت کنند و حقوق همه بندگان خدا محترم شمارده شود. این ها منافع متقابل است. این است جهانی که می جوئیم ولی تنها متفقاً می توانیم به آ ن تحقق بخشیم. می دانم که بسیاری مسلمان و غیر مسلمان می پرسند که آیا می توانیم این آغاز نوین را تحقق بخشیم؟ برخی شائقند که آتش نفاق بدمند و مانع پیشرفت شوند. برخی می گویند به زحمتش نمی ارزد چون محکوم به نفاق هستیم و تمدنها محکوم به برخورد با یکدیگرند. عده بیشتری ترجیح می دهند شکاک باشند که تغییر واقعی می تواند رخ دهد. ترس بسیار و عدم اعتماد بسیار زیاد است. اگر در بند گذشته اسیر بمانیم هرگز به پیش نخواهیم رفت. این دنیا برای لحظه ای کوتاه در تاریخ متعلق به همه ماست. پرسش این که آیا فرصت آن را داریم که بر آنچه که ما را از هم جدا می کند تمرکز کنیم و آیا می توانیم خود را به یک تلاش – تلاشی پیگیر – برای جستن زمینه مشترک متعهد سازیم و به آینده ای که برای فرزندان خود می خواهیم تمرکز کنیم و به کرامت همه انسانها حرمت بنهیم؟اینها ساده نیستند. شروع کردن جنگ آسان تر از پایان بخشیدن به آن است. سرزنش کردن دیگران آسان تر از نگاه به نفس خویش است. دیدن تفاوت دیگران آسان تر از یافتن مشترکات آنها است. اما یک قاعده نیز وجود دارد که در دل هر دینی نهفته است که می گوید "آنچه خواهید که مردم با شما کنند، شما نیز با ایشان آن چنان کنید". حقیقت از وجود ملت ها و اقوام فراتر می رود. این باوری است که جدید نیست، سیاه یا سفید هم نیست، مسیحی و اسلامی و یهودی هم نیست. باوری است که در گهواره تمدن تپیده و هئوز هم در فلوب میلیاردها انسان می تپد. آن ایمان به دیگران است و آن چیزی است که مرا امروز به اینجا کشانده است.ما این قدرت را داریم که جهان را آنگونه بسازیم که می خواهیم اما تنها در صورتی که شجاعت آغازی نوین داشته باشیم وبه خاطر داشته باشیم که چه نوشته شده است. قرآن کریم به ما می گوید: «ای مردم، ما شما را مرد و زن خلق کردیم و شما را به ملت ها و قبائلی مبدل ساختیم تا یکدیگر را بشناسید. تلمود به ما می گوید: «تورات کلاً برای اشاعه صلح است.»کتاب مقدس به ما می گوید: «خوشا بحال آنان که برای برقرای صلح در میان مردم کوشش میکنند ، زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهند شد.»مردم جهان می توانند در صلح و صفا زندگی کنند. می دانیم که مشیت الهی این است. اکنون باید وظیفه ما در کره خاک همین باشد. متشکرم. خداوند به شما آرامش عطا کند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 21:4 توسط بهار |

برنده به فکر جواب است ،بازنده هميشه به فکر مشکل است .
برنده هميشه طرحي دارد ، بازنده هميشه بهانه اي دارد .
برنده مي گويد : اجازه بدهيد اين کار را براي شما انجام دهم .
بازنده مي گويد : کار من نيست .
برنده در هر مشکلي راه حل آن را مي بيند .
بازنده در هر راه حلي مشکلي مي بيند .
برنده سبزه را در کنار شن زار مي بيند .
بازنده در کنار هر سبزه شن زاري مي بيند .
برنده مي گويد: مشکل است، اما ممکن .
بازنده مي گويد: ممکن است، اما مشکل .
+ نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت 20:32 توسط بهار |

 

See full size image

فیلم مستند دوم انتخاباتی احمدی نژاد

۱۳۸۸ ۱۷ خرداد

سیاسی

محدوده ممنوعه نام مستند دوم احمدی نژاد است که امشب یکشنبه ۱۷ خرداد از شبکه اول پخش شد.

برای دانلود محدوده ممنوعه و یا دیدن این مستند از لینک زیر استفاده کنید.

http://www.youtube.com/watch?v=Gi08jEwDrP8
http://www.youtube.com/watch?v=FefHdBa00qE
http://www.youtube.com/watch?v=pZ1K2lJqgi0

دانلود فیلمهمستند تبلیغاتی دوم احمدی نژاد با نام محدوده ممنوعه به صورت مستقیم:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

+ نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 14:58 توسط بهار |

عمیق ترین درد زندگی
 
 
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

http://littlefarbod.files.wordpress.com/2009/02/carry_on.jpg


 بلکه نداشتن کسی است که

الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

The image “http://niloofaraneh68.persiangig.com/image/zendan.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

بلکه گذاشتن سدی در برابر

رودیست که از چشمانت جاری است.


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است

که به اسفناک ترین حالت شکسته است.


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی

 است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.

http://img.timeinc.net/time/2002/salgado/images/01.jpg
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست


http://romanceabs.persiangig.com/image/ghamgin.jpg

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان

زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.

 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

http://samansamansaman.parsaspace.com/tav.jpg

بلکه نداشتن یک همراه واقعیست

که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد. 
 http://rangineblog.persiangig.com/image/ax%208/gam.jpg

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

http://akshas.files.wordpress.com/2007/03/alone.jpg

بلکه به دست فراموشی

سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.

 http://iranrooz.persiangig.com/image/pic-love/ghame_eshsh.jpg

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست


http://www.sharemation.com/1352caspian/01.JPG?uniq=-u1xrs6

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و

بستن چشم هاست !

http://www.hajreza.com/UserFiles/Uploads/%D8%BA%D9%85%20%D8%A8%D8%AF%D9%88%D8%B4%20%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86%20%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1.jpg
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 16:16 توسط بهار |

درختی كه شكست، هرگز گریه نمی‌كند، افسرده نمی‌شود و به در و دیوار لعنت نمی‌فرستد.

بلكه آرام و صبور می‌ماند تا جوانه بزند.

و این‌بار سبزتر، وسیع‌تر و پرثمرتر به‌ آسمان می‌رود!

آهای شكست‌خوردگان! بپاخیزید.

به گمان خویشتن، اگر شكست خورده‌اید،

مثل تنه‌ی درخت، فقط آرام و خون‌سرد باشید تا دوباره جوانه بزنید، سبز شوید و به آسمان بروید!

سبزتر، جوان‌تر و وسیع‌تر!

از سقوط نهراسید.

از شكست نهراسید!


+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 12:12 توسط بهار |

شگفتا! وقتی بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد می نالد و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب و وقتی چشمه خشکید و از آسمان آتش بارید و از زمین آتش روئید تو تشنه ی آب گردی و نه آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت .....
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 12:11 توسط بهار |

  یه رابطهء خوب، دوست خوب من هنره، یه کار ظریفه، یه فن کار سازه.

یه روش برای بهتر پیش رفتن و بالاتر پریدینه.

یه جوشش، ورای کوشش های روزمره توست. یه خلاقیت نابه!

یه جور محکه.

واسه این که بدونی چقدر زندگی رو در یافتی.

به اطرافت نگاه کن روش های ارتباط با هر پدیده ای

رو مرور کن.

چقدر موفق بودی؟

چقدر از خودت از خودت راضی هستی؟

چقدر دیگران با تو احساس سرشار بودن می کنند.

چقدر با آداب گفتار آشنایی.

چقدر جادوی کلام را می شناسی.

چقدر به معجزه محبت ایمان داری.

از خودت بپرس ...

رابطه تو، با خودت، ابتدای آغاز توست.

چقدر از بودن خوشحالی.

آیا لحظه ها رو در می یابی یا فقط به فکر شدن، بودن رو از یاد می بری.

حقیقت وجود تو، از درک واقعیت های اطرافت ادراک

می شه .

برای دیدن واقعیت، یعنی اون چیزی که تو در اون قرار گرفتی باید بتونی روابط خودت رو با هر کسی، هر موجودی و با خودت تعریف کنی .

رابطه با دیگران، از احساس تو، نسبت به خودت شروع می شه.

احساس تو، تعیین می کنه که تو در چه مداری در حال حرکتی.

وزن کامیابی و ناکامی تو، چقدر؟

چرا ...!!؟
      چرا ...!!؟

این روزها، ما از بیان کردن احساسمون می ترسیم؟


+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 12:10 توسط بهار |

000A050LkOw.jpg
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 11:41 توسط بهار |

 

http://www.mehregansabz.com/

معرفی موسسه فن آوری مهرگان سبز

بهترین راه بودن
باهم بودن است،برای با هم بودن همراهی خوب بود
مهرگان در سال 1375 تاسیس گردید که فعالیت آن بیش از 500 پروژه را شامل می شود.از سال 83 به لحاظ سیاست گذاری موسسه و علاقه مندی به تمرکز فعالیت ها با موضوع گردشگری و میراث فرهنگی طرح ها و برنامه های خود را همگام با سیاست گذاری دولت در جهت گسترش صنعت گردشگری با هدف معرفی بهتر و جامع میراث فرهنگی و جاذبه های گردشگری ایران در قالب شیوه های نوین اطلاع رسانی و تبلیغات دنبال می نماید.
در این راه، رعایت کلیه استانداردهای لازم و همگام با آخرین تکنولوژی روز دنیا واستفاده از پیشرفته ترین تجهیزات،رمز موفقیت این موسسه بوده است.
در حال حاضر این موسسه طراح و مجری بزرگترین پروژه ملی در صنعت گردشگری درکشور تحت عنوان طرح ملی گردشگری مجازی ایران و تولید نرم افزارهای چند رسانه ای راهنما گردشگری استان ها با همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع و گردشگری می باشد.
این موسسه با پیام اندیشه زیبا،تنهاهدف خویش را همراهی در جاده رسیدن به آینده می داند، به همین منظور با تکیه بر دانش آکادمیک و تجربیات چند ساله و به واسطه ارتباط با راه کارهای جهانی علم و هنر تبلیغات ،تلاش می نماید تا مشاوری شایسته در امر برنامه ریزی و ارائه شیوه های نوین اطلاع رسانی، تبلیغات، وفن آوری اطلاعات باشد.
آنچه مایه مباهات ماست پایبندیمان به اصول و باورهای است
که تعهد مارا در این حوزه پس از سال ها شکل بخشیده است

 
 

تولیدات چند رسانه ای(مولتی مدیا)

مرکز تخصصی طراحی و تولید مولتی مدیا(نرم افزارهای چند رسانه ای) با بهره گیری از هنر گرافیک، نرم افزاری و رسانه های دیجیتال با امکان نمایش عکس – فیلم – انیمیشن – موسیقی و کلام به زبانهای روز دنیا اتصال به اینترنت و سایت شرکت – چاپ اطلاعات بخش های مختلف و تور مجازی و هر آنچه شما بخواهید...

طراحی وب سایت (استاتیک، داینامیک، پورتال) 

کاتالوگ و کتب الکترونیکی 

 طراحی گرافیک، چاپ و تبلیغات

طراحی آرم – پوستر- بروشور – سربرگ – کارت ویزیت – پاکت و...

چاپ (افست – دیجیتال ) – هدایای تبلیغاتی

تبلیغاتی محیطی (غرفه آرایی، معماری داخلی، استندهای نمایشی،بیلبرد و....)

فیلمبرداری و عکاسی دیجیتال (صنعتی و تبلیغاتی ) عکاسی (پانوراما 360 درجه)

تدوین حرفه ای فیلم – ساخت تیزرهای تبلیغاتی

 خدمات نشر الکترونیک

تولید رایت صنعتی

تهیه استمپر – چاپ (افست تمام رنگی، دیجیتال، سیلک)

پاکت – لیبل – قاب – شیرینگ

قفل گذاری نرم افزاری

تولید نرم افزارهای آموزشی و چند رسانه ای

 
 

برخی از دیگر پروژه ها و شرکت هایی که افتخار همکاری با آنها را داشته ایم:

کنفرانس های بین المللی (ساخت و تولید، هوا و فضا، مکانیک، مهندسی ارزش) و... صدا و سیما(سیما فیلم) – سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری – وزارت فرهنگ و آموزش عالی – شرکت ملی پتروشیمی ایران – شرکت ملی گاز- سازمان هلال احمر – شرکت سپاسد – سازمان بسیج دانش آموزی – سازمان بنادر و کشتی رانی- سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران – موسسه فرهنگی آموزشی معرفت- دانشگاه های (مالک اشتر،تهران،تربیت مدرس،دفتر مرکزی دانشگاه آزاد)- کانون زبان ایران و...


حضور فعال موسسه مهرگان به عنوان مجری بزرگترین پروژه ملی کشور در صنعت گردشگری کشور در جهت معرفی پروژه
1-دومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال(مهر87 مصلی تهران)
2-نمایشگاه همایش بین المللی فرصت های سرمایه گزاری در صنعت گردشگری(ریاست محترم جمهور و دبیر کل سازمان جهانی جهانگردی از غرفه بازدید و شرح پروژه توسط مدیر پروژه به ایشان ارائه گردید) (مرکز همایش های برج میلاد دی 87)
3-نمایشگاه همایش تور اپراتورهای جهان مرکز اجلاس سران دی 87
4-نمایشگاه دستاوردهای سازمان ها و نهادها در سی سال انقلاب اسلامی (مصلی تهران بهمن 87)
5-اجلاس سازمان جهانی گردشگری(اسفند87 مرکز همایش های صدا و سیما)
کسب مقام اول و دریافت دو تندیس زرین
بهترین اثر ایران شناسی و مبلغ و مروج فرهنگ و هنر ایرانی
بهترین ارتباط تصویری
از اولین جشنواره ملی رسانه های دیجیتال، افتخاری دیگر برای مهرگان سبز است.
 

 

تهران - خیابان دکتر علی شریعتی پایین تر از سینما ایران کوچه فرهاد 2 پلاک 18 طبقه اول

تلفن :77529330- 77655328 - 77655329

پست الکترونیک : info@mehregansabz.com

 
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 16:40 توسط بهار |

لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد. حتي لازم نيست منتظر شويد، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد " . فرانتس كافكا 
+ نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 16:3 توسط بهار |

انسان بخش زیادی از زندگی اش را در جنگ می گذراند. در بیرون با دیگران می جنگد و در درون با خودش. انگار كه او فقط یك راه برای زندگی می شناسد و آن جنگیدن است. بنام سیاست با دیگران می جنگد و بنام دین با خود. بهمین دلیل است كه ما بدبختی آفریده ایم. با جنگ نمی توان به صلح رسید. باید بیاموزیم این عادت كهنه همیشه در جنگ بودن را ترك كنیم. رویكرد من عدم مقاومت است. نجنگیدن است لزومی به جنگیدن نیست، زیرا این هستی از آن ماست. ما جزیی از آن هستیم. هستی دشمن ما نیست. در جبهه مخالف ما قرار ندارد. قصد ندارد ما را ببلعد. هستی به ما زندگی بخشیده است. ما را تغذیه می كند. با ما دوستی صمیمی است و رفتاری مادرانه دارد
بدن تو دوست توست و همچنین ذهنت. فقط باید بیاموزی آنها را چگون بكار گیری. این را چراغ راه زندگی خود قرار بده: با هستی دوست باش. در بیرون، در درون‌، با همه دوست باش، با خودت نیز- كه سخت ترین كار است... انسانها به خود عشق نمی ورزند. عشق ورزیدن به خود آخرین كاری است كه انسانها انجام می دهند. دوست داشتن دشمن، آسان است اما دوست داشتن خود مشكل. بسیار مشكل. تو خودت را خیلی خوب می شناسی پس چگونه می توانی خودت را دوست داشته باشی؟ اما كسی كه می تواند به خود عشق بورزد، همچنین می تواند همه را دوست داشته باشد. به خود عشق بورز تا به دشمنان عشق بورزی. تا به هركس دیگر عشق بورزی، شرط اساسی عشق را تحقق بخشیده ای و از این عشق، صلح و آرامش برمی خیزد. و صلح و آرامش دروازه ای است كه ما از راه آن پیام خدا را دریافت می كنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 14:37 توسط بهار |

دانلود البوم جديد بنيامين88

http://www.megaupload.com/?d=CJV0B8NF

Filename: Benyamin - 88 [128].zip
File description: Uploaded by Sharebee.com
File size: 37.48 MB

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 19:11 توسط بهار |

صبر کردن دردناک است فراموش کردن دردناکتر، ولی از این دو دردناکتر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 17:50 توسط بهار |

ارباب واقعی چه کسی است ؟

ارباب واقعی چه کسی است ؟

قرن هاست که پدیده ی ازدواج

از روح تهی شده است .

زیرا مرد نفس زن را به کل نابود کرده است

نه تنها نابود کرده

بلکه در زیر خاک دفن شده است

نفس زن در زیر خاک می تپد .

از این رو زن در ابراز نفسانیت خود

بسیار ظریف عمل می کند .

خاستگاه غر زدن های مدام زن

و استراتژی های زنانه ی زن نیز همین است

زن غر زدن را اختراع کرد

زیرا مرد به او اجازه نمی داد

تا احساساتش را بی پرده ابراز کند .

زن مجبور بود که راههای غیر مستقیم را پیش بگیرد .

او باید به مرد ثابت می کرد که

ارباب واقعی چه کسی ست .

این کشاکش هرروزه ی زندگی همه ی زن و شوهرهاست

نبرد برای احقاق مقام اربابی و فذماندهی در خانه

بالاخره فرمانده کیست ؟ زن یا مرد ؟

به این پرسش نمی توان پاسخ داد

زیرا صورت مسئله اساسا غلط است

اگر عشقی در میان باشد

آن گاه نه زن ارباب است و نه مرد

بلکه عشق است که فرمان می راند

عشق که باشد

مرد وزن هر دو

در عشق مستحیل می شوند ، ناپدید می شوند

نه زن ارباب است و نه مرد

عشق هر دو را در آغوش می گیرد

اما هیچ کس برای عشق آمادگی نشان نمی دهد

همه می خواهند مالک عشق و مالک معشوق ، هر دو باشند

بنابراین مرد زن را به سطح یک کالا و شی ء تنزل می دهد

زن نیز مرد را به سطح یک وسیله پایین می آورد .

مرد و زن در این زمینه کاملا موفق بوده اند

به همین سبب

مقام زن را تا حد کالای جنسی پایین آورده اند

و او را استثمار جنسی کرده اند .

مقام مرد را نیز تا حد ابزار اقتصادی پایین آورده اند

و او را استثمار اقتصادی کرده اند

بنابراین وقتی بهای کالا و متاع را پرداخت می کنند

زن بسیار مهربان می شود

به محض پرداخت بهاء مرد دیگر آدم نیست .

مرد نیز هنگام طغیان نیازها و تمایلاتش

مهربان می شود اما به محض ارضای تمایلاتش

دیگر به زن اعتنایی نمی کند

و به خواب زمستانی یک خرس قطبی فرو می رود

زن می داند که با این شیوه ی رفتارش

او را همچون یک کالا و شی ء به کار گرفته است

زن این را می داند و از این موضوع رنج می برد و

غر می زند .

(( اشو ))

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 17:16 توسط بهار |

رسم مردان نیست با یک دل دو دلبر داشتن   .........................   یا ز دلبر یا ز دل بایست دل برداشتن   ..................
+ نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 11:36 توسط بهار |

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است (دکتر علی شریعتی)
+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 16:22 توسط بهار |

امشب از آسمان دیده تو


 

روی شعرم ستاره میبارد


 

در سکوت سپید کاغذها


 

پنجه هایم جرقه میکارد


 

شعر دیوانه تب آلودم


 

شرمگین از شیار خواهشها


 

پیکرش را دوباره می سوزد


 

عطش جاودان آتشها


 

آری آغاز دوست داشتن است


 

گرچه پایان راه ناپیداست


 

من به پایان دگر نیندیشم


که همین دوست داشتن زیباست


 

از سیاهی چرا حذر کردن


 

شب پر از قطره های الماس است


 

آنچه از شب به جای می ماند


 

عطر سکر آور گل یاس است


 

آه بگذار گم شوم در تو


 

کس نیابد ز من نشانه ی من


 

روح سوزان آه مرطوب من


 

بورزد بر تن ترانه من


 

آه بگذار زین دریچه باز


 

خفته در پرنیان رویا ها


 

با پر روشنی سفر گیرم


 

بگذرم از حصار دنیاها


 

دانی از زندگی چه میخواهم


 

من تو باشم  ‚ تو ‚ پای تا سر تو


 

زندگی گر هزار باره بود


 

بار دیگر تو بار دیگر تو


 

آنچه در من نهفته دریاییست


 

کی توان نهفتنم باشد


 

با تو زین سهمگین طوفانی


 

کاش یارای گفتنم باشد


 

بس که لبریزم از تو می خواهم


 

بدوم در میان صحراها


 

سر بکوبم به سنگ کوهستان


 

تن بکوبم به موج دریا ها


 

بس که لبریزم از تو می خواهم


چون غباری ز خود فرو ریزم


 

زیر پای تو سر نهم آرام


 

به سبک سایه تو آویزم


 

آری آغاز دوست داشتن است


 

گرچه پایان راه نا پیداست


 

من به پایان دگر نیندیشم


 

که همین دوست داشتن زیباست

 

+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 16:21 توسط بهار |

پول می تونه ....... !!!!
 
پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو
Money can buy an amusement, but
not happiness
پول میتونه رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.
Money can buy a bed, but not sleep
پول میتونه غذا رو بخره اما نه اشتها رو.
Money can buy a food, but not appetite
پول میتونه دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.
Money can buy a medicine, but not health
پول میتونه وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.
Money can buy cosmetic, but not beauty
پول میتونه خدمتکار بخره اما نه دوست رو.
Money can buy a servant, but not friend
پول میتونه پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو
Money can buy a position, but not
greatness
پول میتونه نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو
Money can buy a service, but not loyalty
پول میتونه قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو
Money can buy a power,but not authority
+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 16:18 توسط بهار |

زندگی، تولد، عشق و مرگ، همه موهبت اند. اگر تو ندانی چگونه شكرگزار این موهبتها باشی ازهمه چیز شكوه و شكایت خواهی كرد. انسانها بر دو گروه اند: آنانی كه می دانند چگونه شكرگزار زیباییها باشند- زیباییها كه به آنها ارزانی شده است و آنان هیچگونه احساس شكرگزاری ندارند. گروه دوم همیشه شكوه و شكایت می كنند و روز به روز بیشتر می خواهند. تنها انسانهای گروه نخست می توانند دیندار شوند. گروه دوم دیر یا زود خدا را انكار خواهند كرد، زیرا خدا به دشمنی برای آنان تبدیل می شود كه میل و هوسهایشان را ارضا نمی كند. همیشه احساس ناكامی می كنند، زیرا هر اتفاق زندگی به نظرشان نارواست. زندگی اشان به حد مطلوب نمی رسد و هرگز دلشان را خشنود نمی كند. همیشه چیزی كم دارند و در بدبختی به سر می برند، زیرا بسیار زیاده خواه هستند چنان كه گویی از چیزی محروم اند. پس چگونه می توانند احساس قدرشناسی كنند؟ و بدون قدر شناسی هیچ عبادتی وجود نخواهد داشت و بدون عبادت، هیچ دینی

http://www.cloob.com/profile/blog/one/username/169800/logid/819469/redirectkey/fb2fa2d9007e01dad76530b0d5d04f36

+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 16:13 توسط بهار |

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

shekastam_o_nayamadi.jpg

+ نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 16:5 توسط بهار |

 

خداوند مهربان


دستان مرا كه خویش را گم كرده بودم در دستانش گرفت
و من
به اندازه تمام ابدیت احساس "امنیت "كردم
دستانش بوی گل یاس ، بوی مهربانی، بوی نوازش می داد


خدایا و تویی آن بالا ٬ اینجا پیش من. و هیچ وقت هم نه غریبه بودی که امروز آشنایم باشی٬نه بی محبت که امروز مهربانم شده باشی. و همیشه هر جا رفتم بودی


الهی تو را دارم چه کم دارم پس چه غم دارم

تا رسیدن به کمال راه طریقت خواهم آموخت..تا جائی که در دانشگاه معرفت دکتری انسانیت را کسب کنم

الهی اقرار کردم به هیچ کسی ، ای یگانه که از هر چیز مقدسی چه شود اگر هیچکسی را در نفس آخر به فریاد رسی


آنجا که قلبم شکست
درد هایم را فقط،آسمان میدانست


خدایا
تو را به وسعت تنهایی هایم
دوست دارم


خداوندا
تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم
اگر درمان تویی دردم فزون باد
اگر عشقی تو سهم من جنون باد

هیچکس ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 19:49 توسط بهار |

قلب همیشه راستگوست و هیچگاه دروغگو نیست. اما سر هیچگاه راستگو نیست. سر در دروغ زندگی می كند، با دروغ زندگی می كند، وجودش در انواع چیزهای دروغین است. قلب، قابل اعتماد، بی ریا، بی آلایش است، فریبكار نیست. بسیار تیز و زیرك است اما فریبكار نیست. فقط آنچه را كه هست باز می تاباند. این زیبایی و صداقت قلب است.

هستی را هیچگاه نمی توان از راه سر شناخت. چیزهای ارزشمند را هیچگاه نمی  توان از راه سر شناخت.عشق، زیبایی و... همگی چیزهایی هستند كه از راه قلب شناخته می شوند.

قلب دروازه واقعیت است. از سر به قلب روی گردان!


+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 16:11 توسط بهار |

ما همیشه به عشق ورزیدن به دیگری فكر می كنیم. مردها به عشق ورزیدن به زنها فكر می كنند و زنها به عشق ورزیدن به مردها. مادرها به عشق ورزیدن به فرزندانشان و فرزندان به عشق ورزیدن به مادرانشان. با وجوداین، ‌اگر خودتان را دوست نداشته باشید‌،‌ غیر ممكن است بتوانید دیگری را دوست داشته باشید.

فقط در صورتی می توانید شخص دیگری را دوست داشته باشید كه در خود عشق داشته باشید. فقط زمانیكه چیزی را داشته باشید، می توانید آنرا با دیگران سهیم شوید. فرض كنیم خودمان را دوست داریم. اكنون مشكل این است چگونه همسایه مان را دوست داشته باشیم. به همین دلیل است كه درباره عشق سخنان زیادی گفته شده، ‌اما دنیا هنوز زشت است؛‌ مالامال از نفرت،‌ جنگ،‌ خشونت و خشم.

وقتی بدانیم كه خودمان را دوست نداریم، به شناخت بزرگی رسید ه ایم. دوست داشتن خود، واقعا دشوار است؛ ‌زیرا به ما آموخته اند خودمان را سرزنش و محكوم كنیم. به ما آموخته اند كه ارزشمند نیستیم. به این ترتیب چگونه ممكن است انسانی بی ارزش را دوست داشت؟ ‌چگونه می توان كسی را كه محكوم است و سرزنش و تحقیر شده، ‌دوست داشت؟‌

این درك عاقبت نصیب هركس خواهد شد. اگر هنوز درك نكرده اید كه خودتان را دوست ندارید،‌ نگران نشوید. پنجره ای باز شده است. دیگر به مدت طولانی در اتاق نخواهید ماند و از اتاق بیرون خواهید آمد. وقتی آسمان باز را بشناسید،‌ نمی توانید در دنیایی راكد و بسته محصور بمانید و از آن بیرون خواهید آمد...اشو

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 16:10 توسط بهار |

زندگی یك سفر است. به زیارت رفتن است. زندگی ایستا نیست، پویاست. پیوسته در حال حركت به سوی ناشناخته است. اما ما به دلیل ترسمان به شناخته و آشنا می چسبیم و زندگی را از حركت باز می داریم. آزادش نمی گذاریم تا شتابان به سوی ناشناخته روان شود و رقص كنان به سوی دریا برود.

زندگی چون یك رودخانه است اما ما آنرا به مرداب تبدیل می كنیم. و مرداب شدن، عین مرگ است. رودخانه ماندن، زنده ماندن است. مرداب هیچگاه به جایی نمی رسد. فقط خشك می شود. گل آلودتر، كثیف تر و متعفن تر می شود، زیرا راكد است. نمی تواند تازه بماند. نمی تواند زلال بماند. رودخانه است كه زلال، تازه و روان می ماند. زندگی لذت آفرین است، زیرا همیشه چیزی شگفت آور در انتظار توست- بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

هر لحظه زندگی شگفت آور است. زندگی یك شگفتی و یك معمای بی پایان است. رازی است كه هیچ آغاز و پایانی ندارد. اما تو باید رودخانه باقی بمانی. باید بدون هیچ ترسی، بدون واماندن در جایی همچنان حركت به سوی دریا را ادامه دهی.

همیشه جاری بمان! هرگز مگذار راكد شوی- پویا بمان، جوان بمان. جسم تو ناگزیر روزی پیر می شود اما روح تو ناگزیر از پیر شدن نیست. روح فقط زمانی پیر می شود كه ما بگذاریم پیر شود.

مرگ پایان نیست، آغاز است. دروازه جدیدی است كه به روی تو گشوده می شود


+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 16:9 توسط بهار |

عشق. مسافری در مسافرخانه می ایستد.


شبی را در آنجا می گذراند، غذایش را می خورد و تا چنین می كند،


باردیگر وسایلش را می بندد و به سفر ادامه می دهد.


ولی آن میزبان ، او جایی برای رفتن ندارد.


كسی كه نمی ماند میهمان و كسی كه می ماند، میزبان است.


حالا تو كیستی؟ میهمان یا میزبان؟


مراقبه كن. نیاز به هیچ پرسشی نیست. در عوض، درك كن.


زیرا تمام پاسخ ها مال میهمان است و فقط ادراك به میزبان تعلق دارد. ولی مرا باور نكن.


شاید من فقط تو را فریب می دهم. به درون برو و خودت دریاب."


اوشو


+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 16:7 توسط بهار |

 

kegcb8.jpg

جایی دوراز زمین

یك نفر اهل سیاره ی تنهایی است

یك نفر كه ...

با خودش حرف می زند

با خودش می نویسد

با خودش می خندد

با خودش گریه می كند

با خودش قدم می زند

با خودش شعر می سراید

با خودش ...

جایی دور از زمین

یك نفر همسایه ی خداست

یك نفر كه سایه ای است

برای دلتنگی هایش

یك نفر كه از تمام واژه ها

با " خلوت " مأنوس است ...

جایی دوراز زمین

یك نفر اهل سیاره ی تنهایی است

یك نفر كه ...

با خودش حرف می زند

با خودش می نویسد

با خودش می خندد

با خودش گریه می كند

با خودش قدم می زند

با خودش شعر می سراید

با خودش ...

جایی دور از زمین

یك نفر همسایه ی خداست

یك نفر كه سایه ای است ..

برای دلتنگی هایش

یك نفر كه از تمام واژه ها

با " خلوت " مأنوس است ...

+ نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 15:24 توسط بهار |

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

قبل از جواب دادن فکر کن

هیچکس را تمسخر مکن

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

خود برای خود، زن انتخاب کن

به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین

چالاک باش تا هوشیار باشی

سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

 

+ نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 12:5 توسط بهار |

بغض بارانزمانی که تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت میکند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود  زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی 
خودت را بپذیر؛ هر چه که هستی  حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر  تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی 
زندگی یعنی آموختن صلح  صلح با دیگران نه، با خودت 
عشق یک تجربه هست ولی زبان بسیار مکار است  پس مراقب زبانت باش 
سکوت را بر خودت تحمیل نکن  هیچ چیز را بر خودت تحمیل نکن  شادی کن؛ آواز بخوان  بگذار ذهنت خسته شود  آنگاه رفته رفته لحظات کوچکی از سکوت و آرامش واردت میشود 
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر جهان است 
اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است 
وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا میگردد و منحصر به فرد 
هر گاه عاشق باشی احساس عجز کامل میکنی  درد عشق هم همین است  زیرا تو میخواهی هر کاری را برای معشوقت انجام دهی اما میفهمی که کاری از دستت بر نمی آید  اما عشق یعنی همین که تمام فکرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده ات بر نیاید 
تو نمیتوانی انسانی را تصاحب کنی  زیرا او یک شخص است  تصاحب فقط با اشیاء ممکن است  اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است 
اگر نتوانی با معشوقت ساکت بمانی؛ بدان که هنوز عاشق نشده ای 
تنها راه کسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر میشود  هر چه بیشتر ایثار کنی؛ بیشتر میگیری 
والاترین انسان کسی هست که با عزمی شکست ناپذیر؛ انتخاب کند 
هر موجودی؛ یک سرود الهی است  بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تکرار نشدنی و غیر قابل مقایسه 
اگر بتوانی تماماً و یک دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس میشود  نه تنها برای خودت بلکه برای دیگران هم  اصلاً تو برای دنیا برکت و نشاط خواهی شد 
اگر عشقی احساس نمیکنی؛ تظاهر نکن  سعی نکن نمایش بدهی که عاشقی  حتی اگر خشمگینی بگو که خشمگین هستی و باش  ولی حقیقی باش 
زندگی یک مسابقه و رقابت نیست  پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد 
هیچکس نمیتواند تو را تغییر دهد  تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی 
اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است 
اصیل بودن یعنی واقعی بودن  خنده هایت، گریه هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی 
آنان که طمع کارند؛ برای پر کردن احساس تهی بودنشان بارها و وزنه ها را با خود حمل میکنند

 

+ نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 12:2 توسط بهار |

 
سرگرمی فال بازی چت شبکه تلویزیونی اخبار عکس لطیفه طراحی حرفه ای وب سایت Design Host Domain


Javascripts


http://سايت آموزش ايرانيان